چند تجربۀ پراکنده در هفتههای اخیر باعث شد بیشتر به این فکر کنم که برای دیدهشدن در نتایج AI واقعاً چقدر باید کار ویژهای انجام بدهیم؟ نه پروژه GEO داشتیم، نه برای AEO استراتژی خاصی چیده بودیم؛ اما چند اتفاق جالب افتاد.
سه اتفاقی که باعث شد بیشتر فکر کنم!
اول: دو هفتۀ پیش یک وبسایت نوپای دایرکتوری را ایندکس کردیم. چند روز پیش در حال پرسیدن سؤالی از ChatGPT بودم که در کمال ناباوری، همان سایت را بهعنوان منبع آورد!
دوم: امروز گزارشهای Generative AI Features یک وبسایت سهزبانه را بررسی میکردم. متوجه شدم روزانه بهطور میانگین حدود ۳۰۰۰ ایمپرشن از AI Mode و AI Overview داریم؛ فقط ۷٪ از ایران و ۹۳٪ از کشورهای دیگر.
ما این صفحات را با AI بهصورت گروهی به انگلیسی و عربی ترجمه کرده بودیم؛ بدون اینکه برای تولید محتوای جداگانه در این زبانها هزینه کنیم.
یعنی یک بار محتوا تولید کردیم و حالا از حدود ۱۰ کشور مختلف Impression میگیریم؛ بخشی از این ایمپرشنها هم طبیعتاً میتوانند به کلیک تبدیل شده باشند که از آنها بیخبریم.
سوم: داشتم دربارۀ موضوعی تحقیق میکردم که ChatGPT، کانال تلگرام یکی از دوستان فعال حوزۀ محتوا را بهعنوان منبع آورد؛ راستش فکر نمیکردم که هوش مصنوعی بتواند به کانال تلگرام هم دسترسی داشته باشد و پستهایی را بهعنوان منبع در نظر بگیرد!
آیا هوش مصنوعی میتواند هزینۀ توزیع محتوا را کم کند؟
بهنظرم AI فقط هزینۀ تولید محتوا را پایین نمیآورد؛ بلکه دارد هزینۀ توزیع محتوا را هم پایین میآورد. تا قبل از این، اگر میخواستیم مثلاً یک کلیک از لندن بگیریم، یا باید وارد رقابت سخت SEO بینالمللی میشدیم، یا با هزینههای ارزی از طریق Google Ads برای Impression و Click پول میدادیم.
اگر محتوای خوبی داشته باشیم، در وب حضور داشته باشیم و محتوا را در زبانهای مختلف ترجمه کنیم، ممکن است AI خودش تبدیل به یکی از کانالهای توزیع ما شود
به نظرم یکی از تغییرات مهم AI در بازاریابی محتوایی، فقط ارزانتر و سریعتر شدن تولید نیست؛ هوش مصنوعی میتواند توزیع محتوا را هم ارزانتر کند.
و اگر این روند جدیتر شود، شاید برای کسبوکارهای کوچک، دسترسی به بازارهای بینالمللی دیگر فقط از مسیر سئوی پرهزینه یا گوگلادز نگذرد و بخشی از آن، به سادگی از مسیر تولید محتوای خوب و کمک گرفتن از AI اتفاق بیفتد.