دو سال پیش یه پروژهای داشتم که مربوط به سرویس مشاورۀ تلفنی اختصاصی برای «پزشکان، وکلا، روانشناسان و…» بود؛ هدف این بود که هر متخصص بدون نیاز به پلتفرمهای عمومی، سرویس شخصیسازیشدهٔ خودش رو داشته باشه.
چالشمون این بود: بازارسازی (Demand Generation)
کسی از وجود چنین محصولی خبر نداشت و طبیعتاً جستجویی هم نبود و نتایج SERP هم با قصد جستوجوی کاربر همراستا نبود؛ بنابراین تحقیق کلمات کلیدی عملاً بیمعنا بود.
تصمیم گرفتم روی یکی از پرسوناها تمرکز کنم. وکلا رو انتخاب کردم و بهفکر یه برنامۀ بلندمدت براشون بودم؛ اینکه از چند سال قبل از گرفتن پروانۀ وکالت، تو نقاط تماس مختلف سر راهشون قرار بگیریم.
مثلاً زمانی که دنبال سوالات آزمون وکالت هستن یا میخوان بدونن پروانه دقیقاً چه زمانی صادر میشه.
این یه سرمایهگذاری کمهزینه اما زمانبر بود که کمک میکرد وقتی این دانشجو بعدها تصمیم به ارائۀ مشاوره گرفت ما بتونیم اولین و سادهترین گزینه باشیم. در واقع هدف این بود که قبل از سوال، جواب مخاطب رو سر بزنگاه بدیم.
نمونۀ موفق چنین رویکردی «انتشارات گاج»ه.
دو سه هفتۀ پیش با مبین مقیمی یه جلسۀ مشاوره داشتم. ایشونم تو حوزۀ آموزش مادر و کودک مسیر مشابهی داشت و باید توی چند مرحله از سفر مشتریش (Customer Journey) مخاطبش رو همراهی میکرد.
زیاد گپ زدیم؛ اما این بخش بهنظرم برای شما هم میتونست ایدهساز باشه.
#یک_ساعت_یک_روایت داستانهای کوتاهی از مشاورههای رایگان من است.